محمدتقى نورى
2
اشرف التواريخ ( فارسي )
خدايى كافرينش در سجودش * گواه مطلق آمد بر وجودش وجودش بر همهء موجود قاهر * نشانش بر همه بيننده ظاهر قهّارى كه متغلّبان و گردنكشان عصر را بدون استشاره و حمايت امير و وزير ، مقهور و جبارى كه جبابره و متعدّيان دهر را بىمصلحت و معاضدت متجنّده و لشكر ، مخذول و منكوب ساخت . شاهد اين مقال و مصداق اين اقوال را داستان عمالقه و قوم لوط دليلى است واضح و مقدمات شدّاد و نمرود و اصحاب اخدود برهانى است لايح : داغ نه ناصيهء سركشان * خاك نه جبههء گردنكشان مبدع هرچيز كه بوديش هست * مخترع هرچه وجوديش هست و نقود درود نامعدود و صلات صلوات نامحدود هديهء جناب سيّد كونين و سرور ثقلين و شهريار خافقين ، اعنى ثمر شجر گلشن ايجاد و نتيجهء صغرى و كبراى مبدأ و معاد ، آفتاب جهانتاب آسمان هدايت ، آب بقاى چشمهسار لطف و عنايت ، محراب مسجد عبادت ملائكهء مقرّبين ، سحرخيز ليلة القدر « كنت نبيا و آدم بين الماء و الطين » ( 1 ) درخشان گوهر صدف برترى ، خورشيد جهانافروز آسمان رفيع الاركان رسالت و پيغمبرى ، سوار گردون جنيبت سفر خجستهاثر ليلة الاسرى ، پيشواى صفوف ارواح متعبّدان مسجد اقصى . مصطفى پادشاه هردو سرا * آفتاب جهان عزّ و علا حكمت حق چو پخت نان جهان * بود ذاتش خمير مايهء آن او ز عالم چو لعل از كان است * جمله عالم تن است و او جان است « 1 » و ثناى بىمنتها پاانداز نام برگزيدهاى كه حديث « 2 » « من كنت مولاه » از دفتر خلافتش آيتى ، و مژدهء « أنت منّى » از داستان قدر و منزلتش حكايتى است ، باب مدينهء علم و كامل نصاب مدارج حلم ، بلد الامين ايمان را ركن ركين و شهرستان ولايت را حصن حصين ، منبع انوار طيّبين و طاهرين ، جامع علوم اوّلين و آخرين ، صحيفهء كاملهء قدرت لم يزل ، عارف رموز
--> ( 1 ) . مج : جمله عالم تن است و او جان است * او ز عالم چو لعل ازكان است ( 2 ) . مج : حديث صحيح .